خدای مهربون

هیچ کس از جای او آگاه نیست

هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود

از خدا در ذهنم این تصویربود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین

خانه اش در آسمان دور از زمین

بود ،اما میان ما نبود

مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت

مهربانی هیچ معنایی نداشت

...
هر چه میپرسیدم از خود از خدا

از زمین از اسمان از ابر ها

زود می گفتند این کار خداست

پرس و جو از کار او کاری خطاست

هر چه می پرسی جوابش آتش است

آب اگر خوردی جوابش آتش است

تا ببندی چشم کورت می کند

تا شدی نزدیک دورت میکند

کج گشودی دست ،سنگت می کند

کج نهادی پا ی لنگت می کند

تا خطا کردی عذابت می دهد

در میان آتش آبت می کند

با همین قصه دلم مشغول بود

خوابهایم خواب دیو و غول بود

خواب می دیدم که غرق آتشم

در دهان شعله های سرکشم

در دهان اژدهایی خشمگین

بر سرم باران گرز آتشین

محو می شد نعره هایم بی صدا

در طنین خنده ی خشم خدا ...

نیت من در نماز ودر دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم همه از ترس بود

مثل از بر کردن یک درس بود ..

مثل تمرین حساب و هندسه

مثل تنبیه مدیر مدرسه

تلخ مثل خنده ای بی حوصله

سخت مثل حل صد ها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود

مثل صرف فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر

راه افتادیم به قصد یک سفر

در میان راه در یک روستا

خانه ای دیدیم خوب و آشنا

زود پرسیدم پدر اینجا کجاست

گفت اینجا خانه ی خوب خداست

گفت اینجا می شود یک لحظه ماند

گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند

با وضویی دست ورویی تازه کرد

گفتمش پس آن خدای خشمگین

خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟

گفت :آری خانه ی او بی ریاست

فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است

مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی

نام او نور و نشانش روشنی

خشم نامی از نشانی های اوست

حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی شیرینتر است

مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست معنی می دهد

قهر هم با دوست معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود قهر نیست

قهری او هم نشان دوستی ست

تازه فهمیدم خدایم این خداست

این خدای مهربان و آشناست

دوستی از من به من نزدیکتر

از رگ گردن به من نزدیکتر

آن خدای پیش از این را باد برد

نام او راهم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود

چون حبابی نقش روی آب بود

می توانم بعد از این با این خدا

دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا

می توان با این خدا پرواز کرد

سفره ی دل را برایش باز کرد

می توان در بارهی گل حرف زد

صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مثل باران راز گفت

با دو قطره صد هزاران راز گفت

می توان با او صمیمی حرف زد

مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند

با الفبای سکوت آواز خواند

می توان مثل علف ها حرف زد

با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان در باره ی هر چیز گفت

می توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا

تازه فهمیدم خدایم این خداست

این خدای مهربان و آشناست

دوستی از من به من نزدیک تر

از رگ گردن به من نزدیک تر

قیصر امین پور

این مطلب زیبا توسط همسرم ارسال شده بود که بد ندیدم در وبلاگم برای استفاده دوستان قرار بدم.

همیشه شاد و موفق باشید

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد برای مهدیه بانوی اردیبهشت

سلام آقا سعید مرسی که به من سر زدین آقا اگه مایل به تبادل لینک هستی بگو تا این کارو انجام بدیم منو با اسم "برای بانوی اردیبهشت" لینک کن اگه میخوای . مرسی با بت سر زدنت یا حق

سفیر آسمان

[گل] هر دم او بر شما عاشق است کاش می دانستید [گل] سلام با ما در میزگرد همراه می شوید ؟

هاله جانت

سلام وای نمیدونم چرا هر کاری میکنم نمیتونم وبت را ببینم [ناراحت] همش در هم قاطیهههههههه اههههههه حالا خوبه این صفحه کامنت باز میشه[پلک] اومدم بگم مرسی اومدی به وبلاگم ممنون[گل]

رضا

سلام این اشنایی برای من مفید بود با دوستی با دیدگاه مشترک اشنا شدم موفق باشی شرح وبلاگت خیلی خیلی عالی بود

هم عهدان منتظر

خداوندا نمی دانم در این دنیای وانفسا كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم نمیدانم نمی دانم خداوندا. در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد. كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم نمی دانم خداوندا به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم دگر سیرم خداوندا. دگر گیجم خداوندا خداوندا تو راهم ده. پناهم ده . امیدم خداوندا .

طهورا منتظر منجی

سلام قولا من رب الرحیم با مطلبی از استاد فاطمی نیا پذیرای شما خوبان هستم. یا علی

هم عهدان منتظر

در قرآن انديشه كنيد و ژرفی آيات آن را دريابيد و بر محكماتش نظر كنيد و از متشابهاتش پيروی ننماييد. پس به خدا سوگند كه باطن ها و تفسير آن را آشكار نمي كند مگر همين كه دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام مي دارم كه: هر آن كه من سرپرست اويم، اين علی سرپرست اوست. و او علي بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولايت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است."خطبه گرانقدر غدیر" عید غدیر خم بر سرور شیعیان -مولایمان حضرت مهدی مبارک. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

زن و مرد،دو عاشق الهی

علی را وصف در باور نیاید زبان هرگز ز وصفش برنیاید علی درآستین دستِ خدا داشت قدم در آستانِ کبریا داشت سلام،فرا رسیدن عید غدیر که افضل اعیاد امت حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)است بر اسد الله الغالب، علی ابن ابی طالب علیه السلام که مراد عارفان و دستگیر ضعیفان و راهبر گمگشتگان است و آل علی بالاخص حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و بر شیعییان و محبین آن حضرت و بر شما مبارک باد. یا علی،التماس دعا در روز جزا جمله خلقا نامه ی اعمال به کف/ دست من و دامان تو ای شاه نجف [گل][گل][گل]