سه راز از راز های خوشبختی

خوشا به حال آن همسرانی که از یکدیگر درس می آموزند ، نکته سنجند و اهل انصاف، به دیده اغماض و بخشش ، لغزش های یکدیگر را می نگرند و می گذرند و در زندگی یار و غمخوار یکدیگرند.

من هم دوستدارم از آنان باشم و چه بسا چنین نیز باشد ، اما حیف که سیگنال های ارتباطی را کند درک می کنم و آنوقت گاهی کمی دیر است.

و امروز هم روزی مثل همه روزها، کمی قبل از طلوع آفتاب  تعامل و دیالوگ آغاز می شود. در همان ابتداء چیزی می گویم!

پاسخ می آید اسب پیش کشی را دندان نمی شمرند.

برنمی تابم ؛  کسی گزاف می گوید و یاوه می سراید چرا که منم رئیس خانه!!!

پاسخ می دهم : چرا در گنجه بازه چرا.......... و بهانه می جویم .

***

دوستان در این داستان که سر تا ته آن در سه دقیقه اتفاق افتاده ، نکته هایی است جالب توجه که اگر به آن عنایت شود ، رفته رفته بسیاری از مشکلات گشوده خواهد شد و راه برای زندگی آرام و گرم هموارتر می گردد .

سپاس گزاری

به طور مثال اگر برنامه زندگی بر اساس سپاسگزاری طرفین از یکدیگر پایه ریزی شود ، چه بسا مشکلات پیدا و پنهان حل شود ،در حدیث شریف مشهور آمده است: آنکه سپاسگزار آفریدگان نباشد،حتماً سپاسگزار آفریدگار نخواهد بود و همچنین آیه  شریفه می فرماید: اگر سپاسگزار بودید ، بخشش های خود را بر شما افزون سازم ، اما اگر ناسپاسی کردید ، بدانید که شکنجه من هر آینه دردناک است (سوره ابراهیم آیه 7).

آنکه سپاسگزار آفریدگان نباشد. حتماً سپاسگزار آفریدگار نخواهد بود.

جالب است بدانید در خصوص سپاسگزاری از منعم بیش از  50 مورد در قرآن کریم یافت می شود ، که نشانگر اهمیت بحث سپاسگزاری است.

و امام خمینی (ره) نیز  در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می فرماید : بدان که از فطریاتى که در فطرت همه عائله (خانواده) بشرى به قلم قدرت حق ثبت ، و همه با هم در آن موافق و مشترکند ، تعظیم منعم و ثناى او است ، و هر کس به فطرت پاک و خالص خود رجوع کند ، در مى یابد که تعظیم و محبت منعم در کتاب ذاتش ثابت و ثبت است .

تمام ثناها و تعظیم هائى که اهل دنیا از صاحبان نعمت و موالیان دنیایی خود کنند ، به همین فطرت الهیه است . تمام تعظیم ها و ثناهایی که متعلمان از دانشمندان و معلمان کنند نیز از این فطرت است .

و اگر کسى کفران نعمتى کند یا ترک ثناى منعمى نماید ، با تکلف و برخلاف فطرت الهیه است ، و خروج از غریزه و طبیعت انسانیت است . و لهذا به حسب فطرت ، کافران نعمت(ناسپاسان) را نوع بشر تکذیب و تعییب (معیوب پنداشتن) کنند ، و از غریزه ذاتیه انسانیه خارج شمارند ، اینها که مذکور شد ، راجع به شکر منعم مطلق - حقیقى و مجازى – بود.

همانگونه که ملاحظه فرمودید خصلت سپاسگزاری از واجبات فطری انسان است  و ناسپاسی نسبت به منعم حقیقی که همان خدای بزرگ است و  ناسپاسی نسبت به منعم مجازی که  افراد بشر را شامل می شود ، کفر اعظم است و اصغر.  

فروتنی

نکته دیگر که در این دیالوگ چند دقیقه ای بود ، بحث فروتنی و تواضع در مقابل تکبر است.

درست است که تکبر از صفات خدای بزرگ است. لیکن تکبر در بندگان عیب است و نقص ، و از صفات رذیله به شمار می آید ، شیطان که رانده درگاه الهی است و عبادت شش هزار ساله او در مقابل اغوای بشر گویا به هیچ انگاشته شد به جهت لحظاتی تکبر در مقابل فرمان خدای بزرگ بود ، بنابراین چنانچه این رذیله از هر کس ظهور و بروز نماید فرومایگی او را نمایان سازد ، پس اهل خانه باید نسبت به یکدیگر فروتن باشند تا بستر زندگی به سنگینی نگراید و کاشانه سبک و راهوار باشد.

معنای این کلام این نیست که اعضاء خانه، حرمت پدر نگه ندارند و مادر را عزیز نشمارند ، بلکه باید همان گونه که قرآن در سوره اسرا آیه 23  می فرماید: « ک مترین اهانتى به آنها (پدر و مادر) روا مدارند ! و بر آنها فریاد مزنند‏! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگویند » و باید پدر و مادر عزیز باشند و محترم ، بنابراین نباید با پدر و مادر با درشتی سخن گفت و آنان را آزرد .

لیک پدران و مادران نیز باید نیک بدانند : مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید.

نظم

مطلب سومی که در این تعامل چند دقیقه ای خود نمایی می کند بحث نظم است، کراراً شنیده اید که امیرالمومنین علی علیه السلام همواره به نظم توصیه می فرمودند و جمله « اوصیکم عبادالله بتقوی الله و نظم امرکم»  پیامی است که حتماً آویزه گوشتان خواهد بود و جالب است بدانید که توصیه های اهل بیت عصمت و طهارت در بسیاری از فرمایش های آنان حاکی از نظم حتی در هماهنگی بین زندگی مادی و معنوی بوده است به طور مثال امام صادق می فرمایند :من برنامه زندگی ام را بر چهار چیز بنا نهاده ام اول آنکه دانستم خود باید به کار خویش رسیدگی نمایم پس آستین همت بالا زدم ، تا چنین باشم و دوم آنکه دانستم خدای بزرگ در همه حال شاهد بر امور من است پس از حضور خدای بزرگ شرم داشتم و سوم آنکه دانستم روزیم را  غیر از خویش کسی نمی خورد  بنابراین اطمینان برایم حاصل شد تا دیگر طمع نورزم و چهارم اینکه دانستم پایان زندگی مرگ است بنابراین چنان رفتار کردم که همیشه آماده بودم  تا به دیار جاوید بشتابم .

پس باید دانست که با نظم راه ها هموار می شود و مشکلات آسان می گرد پس دوست عزیز تبیانی نظم را سر لوحه زندگی خویش قرار ده تا سربلند ترین ها و موفقترین ها باشی.

 

بدرود تا تفسیر لحظه ای دیگری ...

/ 8 نظر / 7 بازدید
ریحانه (لاله سرخ)

سلام نماز روزه هاتون قبول وبلاگ بسیار زیبایی دارید! هم از نظر گرافیکی و هم مطالب! راستش من جذب اون جملاتی شدم که توی درباره من نوشتید!! [دست] موفق باشید

امیر

سلام دوست عزيز وبلاگ خوبي داريد من سايت تبادل لينک دارم اگه مي خواي وبلاگ تو هم تو لينک هاي سايت قرار بدم سايت من را با نام تبادل لينک / لينک من بعد لينکتون را همراه عنوان لينک ارسال کن لينک شما در کمترر از 1 ساعت در سايت قرار داده ميشه www.nkestan.dxd.ir

طهورا

سلام مثل همیشه با مطالب جالب و مفید به روز هستی . به ما هم سر بزنید خوشحال میشیم.

سمیرا

کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم. کودک گفت: می دانستم با او نسبتی داری [گل]

میترا

سلام وبلاگ قشنگی و پر محتوی داری به وبلاگ منم سری بزن تا با هم بیشتر همکاری کنیم ، مطمئن باش بدون هیچ هزینه و وقت ، اصلآ بدون کلیک روی تبلیغات و عضو شدن تو سایتهای مختلف می تونید درآمد داشته باشی مهم اینکه هر وقت که تو اینترنت بری حالا هرکاری داشته باشی دانلود کردن یا وبلاگ update کردن و غیره برات درآمد حساب می شه چیزی واقعا از دست نمی دی حتی اگه وقتی براش نذاری هر 5 ماه $20 می گیری

مهدی شاهین

سلام دوست من وبلاگت برای من باز نشد ولی بدر اسرع وقت میخونم ممنون که بهم سر زدی به زودی آپ میکنم

انار گلی

سلام مطلبتون در مورد راز خوشبختی بسیار جالب بود البته به نظر من کمتر کسایی پیدا میشن که به این توصیه ها عمل کنند من شخصا خودم خیلی سعی کردم خیلی از رازهای خوشبختی را در زندگیم پیاده کنم اما متاسفانه به تنهایی و بدون همکاری همسرم موفق نشودم حالا که این مطلب را برای شما مینویسم در زندگی به جایی رسیدم که دیگه هیچ کاری به همسرم ندارم یعنی مثل دوتا هم خونه ای داریم زندگی می کنیم و من به سهم خودم برای پیشرفت و ارامش بچه هام تلاش می کنم به امید روزی که همی دختر و پسرهای نسل اینده زندگی پر از تفاهم و خوشبختی داشته باشن . [گل]