راهنمای نقشه ی عشق

 وجود عفو و گذشت به یقین کانون خانواده را گرم نگاه مى دارد ، عشق و محبت را سرزنده مى کند و اختلاف و مشاجرات را به پایان مى برد. عفو و گذشت نشانه حسن نیت و خوش بینى به زندگى است. عفو و اغماض به طور قطع ، در عواطف دو طرف اثر خوبى مى بخشد و در طرز تفکر و شیوه عمل آن ها تحوّل ایجاد خواهد کرد. چه بسیار تیرگى ها که در پرتو این صفت از میان برخاسته و جاى خود را به صفا و صمیمیت داده است.

زن و شوهر، هر دو باید توجه داشته باشند که انسان به این سادگى و سرعت توان رسیدن به آگاهى و پى بردن به خطاها و اشتباهات خود را ندارد ، باید با شیوه اى بسیار لطیف و با روشى بسیار ملایم و دقیق او را به قله آگاهى رسانید.

خداوند در قرآن کریم سفارش مى کند که از خطاى دیگران چشم پوشى کنید بلکه خطاى آنان را نادیده بگیرید.

«وَلیَعفوا و لیصفَحوا الا تُحبُّونَ ان یَغْفِرَ اللّهُ لَکُم واللّهُ غفورٌ رحیم» (نور: 22)

 باید عفو کنید و چشم بپوشید ، آیا دوست نمى دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است.

 

2-  برخورد منطقى

از ویژگى هاى روابط سالم و سازنده همسران این است که در عین انتقاد و اعتراض هایى که به عملکرد یکدیگر دارند ، با همسرشان برخوردى انسانى و منطقى دارند. در مواردى ممکن است شما قدرت داشته باشید حرف خود را بر کرسى بنشانید و برترى خود را اثبات کنید و حتى آبروى همسرتان را به خطر اندازید ، ولى قدرت منطق و رفتار منصفانه مانع از وقوع چنین امرى مى شود.

 همچنین ممکن است توقّع حقى را از همسر خود داشته باشید ولى وقتى با دیدى منطقى به آن مى نگرید ، درمى یابید که وصول به آن امکان پذیر نیست و از عهده همسرتان خارج است. متأسفانه برخى از افراد به دست و پاى همسر خود مى آویزند و نیروى حرکت او را مى گیرند و یا او را از کار مى اندازند تا به خواسته و هدف خود برسند. به نظر مى رسد اگر فردى این چنین به هدف خود دست یابد ، از آن سودى نخواهد برد و در واقع ، محروم و ناکام خواهد ماند ، ضمن اینکه همسرش را از خود گریزان کرده است.

 تعادل در زندگى مشترک زمانى برقرار مى شود که روابط متقابل بر پایه هاى عقلانى استوار باشد. آدمى به دلیل حبّ نفس (خودپرستى) ، پیوسته گرایش به جانب منافع شخصى دارد و سیاست جلب منفعت و دفع ضرر را بر خط مشى هاى دیگر ترجیح مى دهد. چنین نگرشى در زندگى دوران تجرّد ، تا حدى عملى و امکان پذیر است، ولى در زندگى مشترک، با لحاظ پیدایش روابط و مناسبات جدید ، سلیقه هاى شخصى زن و شوهر در تقابل با یکدیگر قرار مى گیرند چون هریک از دریچه منفعت شخصى به زندگى مى نگرد و ترجیحات او از نوع نفسانى است تا عقلانى.

زوجین، بخصوص مردها، باید این واقعیت را بپذیرند که هرگز اعمال قدرت، قدرت نمى آفریند، بلکه از زور و قدرت باید زمانى استفاده کنند که از راه هاى دیگر مأیوس گردیده باشند.

در چنین شرایطى، اگر زوجین داراى اخلاق ملایم و تربیت صحیحى باشند ، مى توانند به جاى اعمال سلیقه شخصى و حاکمیت زور و قدرت در عرصه زندگى، پایه هاى استوار و مطلوبى براى حل اختلاف سلیقه هاى خود بیابند و منطق در صحنه زندگى شان حاکم باشد. زوجین، بخصوص مردها، باید این واقعیت را بپذیرند که هرگز اعمال قدرت، قدرت نمى آفریند، بلکه از زور و قدرت باید زمانى استفاده کنند که از راه هاى دیگر مأیوس گردیده باشند.

 

برگرفته از مجله معرفت و کتاب آئین همسر داری

/ 9 نظر / 6 بازدید
بهار آذر

سلام من پروفایل ت رو دقیق نخونده بودم.واقعا زیبا بود. اجازه هست با ذکر منبع توی وب بذارمش؟ در ضمن تشریف نیاوردین چند روزیه!!منتظرتم مرسی

بهار آذر

راستی این خانوم مینو بدیعی عادت دارن به این جور حرف زدن؟ اگه ممکنه واسشون یه سر طرفای ما بیان روشنشون کنم!!!!! منظور من از به بازی گرفتن احساسات چیز دیگه ای بود که ایشون ظاهرا نفهمیدن! واقعا که.

مینو بدیعی

پاسخ به خانم بهار اذر این اسم بهار اذر بد جوری توی ذوق می زند زیرا فکر می کنم که اصلا اسم یک زن نیست و اگر هم باشد بد جوری مستعار !! است این را من بعد از150سال!! کار در روزنامه خیلی خوب می فهمم اما خانم یا اقای بهار اذر این روشی که شما می نویسید روش نوشتن یک زن هم نیست . بله بنده مینو بدیعی بسیار عادت دارم که موشکافی کنم این یک خصلت روزنامه نگاری است .نمی دانم شاید این شیوه حرف زدن واغلب اوقات نوشتن بدجوری کار دستم داده است اما چیزی که بسیار بدم می اید اسم های مستعار بی معنی است انهم مردانی که - البته سوئ تفاهم نشود خانم اذر - که اسم های انهم شاید دهها نوع در فضای مجازی اینترنت برای خویش انتخاب می کنند . ما باید یاد بگیریم که با مشخصات واقعی خویش با یکدیگر گفت وگو کنیم و این مهمترین مساله در تعمیق ازادی بیان وگسترش دموکراسی درجامعه است . راستش خانم بهار اذر ازنوع نوشتن تان که می خواهید مرا روشن کنید و من طرفهای شما بیام اصلا خوشم نیامد بدجوری نوع حرف زدن مردانه است و از ادب وشخصیت یک خانم دور است ! به بازی گر

مینو بدیعی

دنباله پیام مینو بدیعی ظاهرا اقای ازاده این کمبود جا درکامنت هم مساله بدی است . جمله اخر را اینگونه تمام می کنم که بازی گرفتن احساسات در فرهنگ وادبیات فارسی به معنای دقیق ان در روابط احساسی و عاطفی به کار می رود و نه در تنگناها و مشکلات ارتباطات اینترنتی ورایانه ای ... این حداقل اطلاعاتی است که من در طول بیشتر از 20سال تحصیل علم !! اموخته ام . شما اسم مستعارتان را بردارید تا من بیشتر روشن تان کنم [خنده]

بهار آذر

خانم من بهار آذر یک زن هستم و به زن بودنم افتخار میکنم. درسته توی دنیای مجازی مینویسم اما از دروغ و تظاهر والبته خیلی چیزهای دیگه خوشم نمیاد.درست نیست اینجا که خصوصیه و متعلق به آقای آزاده هست اینچنین جفتمون قلم فرسایی کنیم.زبون شما خیلی تلخ و بی ادبانه است به نظرم.حیف بیشتر قدر دل های دیگرون رو بدونید.

بهار آذر

اون پایین منظورم از خانم"مینو بدیعی"بود که 150 ساله دارن مینویسن.اولین بانوی ایرانی که سن واقعی شون رو اعلام کردن!!!!!

مینو بدیعی

خطاب به خانم بهار اذر خوش بحالتان که دروغ نمی گویید شما هم تنها ایرانی هستید که تابحال دروغ نگفته اید و دلتان هم برای اقای ازاده نسوزد دلتان برای خودتان بسوزد که دراین جامعه متاسفانه - برخلاف تصورمن - یک زن هستید . ضمنا من افتخار می کنم که 150سال دارم وشاید هم بیشتر وحدود 200سال چون من با حضرت خضر هم پیاله بوده ام .شما که خیلی کوچولو هستید در مکتب خانه دنیای مجازی یک کمی ادبیات فارسی و معنای مربوطه ان را یاد بگیرید [خنده]

بهار آذر

خانم بدیعی فکر نمیکنید حرف های شما واون صورتکی که میذارید اصلا مناسب سن وسال وشرایطتون نیست؟ خوش به حال شما که خضر پیامبر هم پیاله بودید نه کس دیگه ای!

مینو بدیعی

خطاب به خانم بهار اذر خوش به حال شما که مناسب سن وسال تان حرف می زنید و عمل می کنید . من نمی دانم شما کی هستید وشرایط مرا از کجا می دانید اما اگر اندکی جرات داشتید اسم واقعی تان را می نوشتید تا به شما می فهماندم که اهانت و توهین یعنی چه ؟ من متاسفم که در فضای مجازی با ادمکهای مجعول ونا شناخته و اسامی مستعار عجیب وغریب طرف هستم که اتفاقا بسیارهم مدعی هستند . من جواب فردی را که به من اهانت کند با اهانت می دهم . به قول معروف جواب های هوی است . ازاقای ازاده هم عذرخواهی می کنم که این حرفهای صد من یک غاز در وبلاگ ایشان اتفاق می افتد و من متاسفم که اینقدر شان من پایین امده که جواب این خزعبلات را باید بدهم . البته این ویژگی این جامعه بیمار است که اگر چرند نگویی وخزعبل نبافی تحویلت نمی گیرند !! اقای ازاده همین جا قصه به پایان رسید .