حیات خلوت زندگی

محبت ولذت بردن از زندگی را برای روز مبادا نگذارید . چون اولاهیچ کس از فردایش خبر ندارد و دوما محبت تنها سرمایه ایست که تمام نمی شود ، پس با آرامش خرجش کنید.

 برای با هم بودن وقت بگذارید ، هر چند فرزند داشته باشید اما در برنامه ریزی ماهانه تان زمانی را برای تفریح دوتایی خالی کنید. شما و همسرتان و دیگر هیچ کس. می توانید یک پیاده روی ساده را ترتیب دهید.

لازم نیست حتما راه دوری بروید . نزدیک ترین پارک محل سکونت و یک ساعت درکنار هم راه رفتن و از زندگی گفتن ، خاطرات شیرین را مرور کردن و هزاران حرف نگفته را گفتن ، بهترین تاثیر را در نزدیک شدن شما به یکدیگر دارد . بعد از برگشت تاثیر آن را در رابطه تان خواهیددید.

می توانید برنامه ای ترتیب دهید تا در کنار هم از موضوع مشترکی لذت ببرید. مثلا اگر هر دو علاقه مند هستید ، به تئاتر بروید. حسن این کار در این است که بعد از آن حرف مشترکی برای همصحبتی بجز مدرسه ی بچه ها،خرید خانه و...خواهید داشت.

در راه درک یکدیگر و رسیدن به تفاهم، زوجین باید به این اطمینان برسند که محبوب یکدیگرند و در بینشان پیوندى حقیقى وجود دارد.

اگر شما برنامه‏ریزى درستى نداشته باشید ، در طول روز، براى کارهایتان وقت کم مى‏آورید اما برنامه‏ریزى درست، آن است که در آن، براى خانه، خانواده و همسرتان هم وقت بگذارید.

 سعى کنید هیچ وقت کار و خستگى ناشى از کار را با خودتان به منزل نیاورید. وقتتان را تنگ و خودتان را خسته نشان ندهید. همسرتان را در انتهای لیست اولویت هایتان نگذارید . چون آنوقت ممکن است تحت تاثیر بی توجهی شما او به طور کامل شما را از لیستش پاک کند.

مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه که می تواند با صمیمیت بیشتر شما کمک کند: «مزاح و شوخی»، «تمجید و تعریف از یکدیگر» و «با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن»

فرزندانتان را هم در برنامه ریزی زندگی تان در اولویت ها بگذارید زیرا آن ها نیاز به با ما بودن دارند .این حق مسلم هر کودکی است که لحظات رویایی خندیدن پدر ومادر با هم و با خودش را در بزرگسالی به عنوان زیباترین لحظات کودکی اش به یاد آورد.

مشکلات امروز ،فردا حل خواهند شد و مشکلات جدیدی جای آن را خواهند گرفت .با کانونی گرم و محکم از زندگی تان لذت ببرید و تمام تلاشتان را بکنید.

تبیان

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
VJ

با سلام.با تشکر از وبلاگ پرمحتوايتان.لطفا با وبلاگ بنده تبادل لينک کنيم.منتظر جواب هستم.با آرزوي موفقيت براي خود و وبلاگتان.

سحر

گاهي که دلم به اندازهء تمام غروبها مي گيرد چشمهايم را فراموش مي کنم اما دريغ که گريهء ، دستانم نيز مرا به تو نمي رساند من از تراکم سياه ابرها مي ترسم و هيچ کس مهربانتر از گنجشکهاي کوچک کوچه هاي کودکي ام نيست و کسي دلهره هاي بزرگ قلب کوچکم را نمي شناسد و يا کابوسهاي شبانه ام را نمي داند با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست از دل هر کوه کوره راهي مي گذرد و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد و شبي نيست که طلوع سپيده اي در پايانش نباشد از چهل فصل دست کم يکي که بهار است سلام روزت بخير باشه مهربون...كلبه قشنگي داري ...دوست داشتي با قدمهاي سبزت كلبه كوچك آبجي سحر هم مزين كن...روز دل انگيزي داشته باشي[گاوچران][گل]